قاتل: می خواستم بترسانمش، کشته شد!

به گزارش اخذ ویزا، مرد چوپان که پیک موتوری صرافی را به خاطر اختلاف مالی با صاحب صرافی به قتل رسانده بود در جلسه دادگاه حادثه را شرح داد.

قاتل: می خواستم بترسانمش، کشته شد!

به گزارش گروه اجتماعی اخذ ویزا، این پفراینده صبح دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی متین پایدار رسیدگی شد. بعد از اعلام رسمیت جلسه، نماینده دادستان در جایگاه ویژه ایستاد و در قرائت کیفرخواست گفت : پفراینده 28 اسفند سال 96 با قتل پیک موتوری 58 ساله یک صرافی بر اثر شلیک دو گلوله از سوی فرد ناشناسی در کلانتری 113 بازار تهران تشکیل شد. در فرایند تحقیقات، صاحب صرافی به نام فرشید مورد تحقیق قرار گرفت. او در شرح به مأموران گفت: مقتول دایی ام بود و هوشنگ نام داشت. او به عنوان پیک موتوری در صرافی کار می کرد. روز حادثه در مغازه نبودم، اما از دوستانم شنیدم یک مرد ناشناس با شلیک دو گلوله او را به قتل رسانده است. این شد که با رصد دوربین های مداربسته عامل قتل به نام شاهین را شناختم. او مدتی قبل مقداری دلار داده بود تا به ریال تبدیل کنم، اما خیلی عجله می کرد. احتمالاً با این انگیزه دایی ام را به قتل رسانده است. نماینده دادستان در ادامه گفت: با شرحات صاحب صرافی در ادامه تحقیقات تعیین شد شاهین به مکان نامعلومی گریخته است تا اینکه دو ماه بعد از حادثه وی در حالیکه در یک ساختمان نیمه کاره مشغول گچ کاری بود شناسایی و بازداشت شد.

نماینده دادستان گفت: متهم در بازپرسی ها به جرمش اعتراف کرده است و برای او درخواست صدور مجازات شایسته دارم.

در ادامه اولیای دم برای متهم درخواست قصاص کردند. سپس متهم به دستور ریاست دادگاه در جایگاه قرار گرفت و در شرح ماجرا گفت: چند سال قبل از حادثه چوپانی می کردم و تعداد زیادی گوسفند داشتم. سال 69 تصمیم گرفتم برای کار به تهران بیایم به همین دلیل گله را به چوپان دیگری سپردم. حوالی خیابان استامبول سکه های دوریالی و پنج ریالی می فروختم و گاهی هم گوسفند زنده معامله می کردم تا اینکه با پدر فرشید آشنا شدم. آن مرد برای خرید گوسفند نذری سراغم آمده بود که همین بهانه آشنایی ما شد تا اینکه از من خواست با پسرش فرشید که صاحب یک صرافی بود کار کنم.

متهم ادامه داد: با دلالی زندگی ام را می گذراندم تا اینکه یک بار ضرر میلیونی کردم به همین دلیل تصمیم گرفتم گوسفند بخرم، اما فرشید پیشنهاد داد با همه پول هایم دلار بخرم. آخرین بار به پیشنهاد فرشید همه دار و ندارم را فروختم و دلار خریدم. حتی طلا های همسرم و دخترم را هم فروخته بودم و مبلغ 100 هزار دلار به فرشید داده بودم تا به ریال تبدیل کند، اما امروز و فردا می کرد و از دادن پول هایم طفره می رفت تا اینکه متوجه شدم فرار کرده است.

متهم در خصوص قتل گفت: هر بار به صرافی می رفتم فرشید آنجا نبود تا اینکه از دایی او که به عنوان پیک موتوری در صرافی کار می کرد، خواستم آدرس فرشید را بدهد، اما سکوت کرد. چند روز بعد فرشید مقداری از پولم را به حسابم ریخت. آنجا بود متوجه شدم هوشنگ با او صحبت کرده است. به همین خاطر سراغ هوشنگ رفتم و التماس کردم نشانی فرشید را بدهد، اما قبول نکرد. روز حادثه وقتی مقتول را در خیابان دیدم با اسلحه ای که چند روز قبل به مبلغ 2 میلیون تومان خریده بودم دو گلوله به سمت او شلیک کردم. باور کنید قصد کشتن او را نداشتم و فقط می خواستم او را بترسانم. بعد از شلیک گلوله ها از محل فرار کردم تا اینکه چند روز بعد وقتی صفحه حوادث روزنامه را خواندم متوجه شدم هوشنگ فوت کرده است.

وی درباره فرارش بعد از قتل گفت: خودم و خانواده ام خیلی شرایط مالی سختی داشتیم. بعد از فوت فرشید به شهرستان رفتم و تصمیم گرفتم کار کنم و مقداری پول به خانواده ام بدهم و بعد خودم را به پلیس معرفی کنم، اما شرایط کار آنجا خوب نبود به همین خاطر به تهران آمدم و در یک ساختمان نیمه کاره مشغول گچ کاری بودم که از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شدم.

متهم در آخر گفت: پشیمانم و راضی به مرگ هستم. زندگی در زندان برایم خیلی سخت است.

در پایان هیئت قضایی وارد شور شد.

منبع: خبرگزاری دانشجو
انتشار: 20 بهمن 1398 بروزرسانی: 5 اردیبهشت 1399 گردآورنده: visaro.ir شناسه مطلب: 679

به "قاتل: می خواستم بترسانمش، کشته شد!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "قاتل: می خواستم بترسانمش، کشته شد!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید